آخرین اخبار

از اینکه مبادا گفتگویش جنبه ی خودنمایی و ریا داشته باشد از انجام آن طفره می رود ولی بالاخره.

کشمیری هستم متولد 1331 در روستای قرقی مشهد، در خانواده ای متوسط به دنیا آمده ام.

همین که در خودم جربزه ی کار کردن و نان در آوردن دیدم به فعالیت در لای روبی قنوات پرداختم کاری که از عهده ی همه کس ساخته نبود.

صبح زود وارد قنات می شدم و ظهر برای اقامه نماز و صرف ناهار بیرون می آمدم و دوباره کارم را تا شامگاه ادامه می دادم،با چاه و قنات انس گرفته بودم. زمزمه و خنکای آب قنات به من آرامش می داد و بهترین موقعیت برای راز و نیاز با پروردگارم بود. پدرم فوت کرد، و پدر ناتنی ام هم پس از چندی به دیار باقی شتافت، در منطقه سمزقند به کارگری درکوره ی آجرپزی آقای علیزاده سمزقندی مشغول شدم و کم کم در امور کوره ی هافمن ورزیده و به اصطلاح متخصص آتش شدم، هرکارفرمایی در هر کجا که کوره اش دچار نقص فنی می شد به سراغم می آمد و من هم پس از رفع نقص از آنها میخواستم به جای اجرت و پاداش مرا دعا کنند.کارم طوری بود که صاحب کارم اجازه نمی داد جای دیگری بروم تا اینکه با فعالیت زیاد خودم دارای دو کارخانه آجرسازی شدم. 40 - 50 کارگر دارم که آنها را بچه های خودم می دانم بعدازظهر هر پنج شنبه حق و حقوق آن ها را در محل کار می پردازم  7 فرزند دارم که برای تعلیم و تربیت آن ها کوشیده ام ولی قبل از هر درسی به آنها درس نیکوکاری و رفع مشکل مردم یاد داده ام. از درآمدم به قدر امرار معاش برمی دارم و با حساب و کتابی که خودم دارم و یا آقای میزبان که از سادات محترم هستند و دفتر و امور مالی مرا اداره می کنند، مانده ی درآمدم را پس از پرداخت وجوهات شرعیه در راه خیر از قبیل تهیه جهیزیه برای دختران خانواده هایی که مستحق هستند و یا امور درمان بیمارانی که بضاعت کافی ندارند هزینه میکنم.

من خودم سواد ندارم ولی می دانم که هرکس در هر شرایطی روزی روی نیمکت مدرسه نشسته و درس خوانده است. چند سال پیش به کمک خیرین و صاحبان تعدادی از کوره ها در «شترک » که محل بسیاری از کارخانه ها و کوره های آجرپزی است یک مدرسه ساختم که هنوز هم مورد استفاده است، وقتی دانش آموزان را می بینم سر شوق می آیم و تصمیم گرفتم این کار زیبا را یک بار دیگر تجربه کنم، اخیراً مبلغ ناچیزی ( 25 میلیون تومان) جمع کرده بودم که در جشنواره مدرسه سازان شهرستان کلات از تنگدستی و عسرت خانواده ی آبرومندی مطلع شدم، 2 میلیون تومان به آن خانواده تقدیم کردم و 23 میلیون تومان را هم برای مشارکت ایجاد مدرسه ای در «لاین » دادم که با مشارکت مجمع خیرین مدرسه ساز و اداره کل نوسازی مدارس استان مدرسه ای بسازند. به خیرین عزیزکه مسلماً بیشتر و بهتر از من می فهمند می گویم: اگر دستتان به جیبتان می رسد و از زندگی معمولی تان اضافه دارید این راه بهترین راه هاست، دکترها، مهندس ها، تجار و ... از همین مدرسه ها بیرون می آیند. چند سال پیش چشمانم کم نور شده بودکه عمل کردم. یکی  بعد از مدتی دیدش را از دست داد و این چشم دیگر هم دید چندانی ندارد. خداوند بزرگ را حکیم  می دانم و حتماً حکمتش بر این قرار گرفته که اینگونه باشم که صد البته در هر شرایطی شکرگزارا ویم. آقای میزبان مسوول دفتر ایشان می گوید: آقای کشمیری بقدر خرج زندگی و ساختن سرپناهی مناسب برای فرزندان بسنده می کند و آنچه را که به قول خودش ک نار می گذارد صرف امور خیر می کند که تهیه جهیزیه یکی از آنهاست ولی هر سال مقداری برنج و روغن تهیه می کند و اول ماه محرم و ماه رمضان به در خانه افرادی مستحق و آبرومند می فرستد. در سایر امور خیر هم دستی دارد و اخیراً هم برای یکی از درمانگاه ها یک  دستگاه دیالیز خریده است، برای بیماری هم کلیه ای تهیه و اهدا کرده است. او قصد دارد که باز هم در آینده از پس اندازش مدرسه ای دیگر به فرزندان این مرز و بوم اهداء نماید.

  • گفتگو با آقای کشمیری خیر مدرسه ساز

    از اینکه مبادا گفتگویش جنبه ی خودنمایی و ریا داشته باشد از انجام آن طفره می رود ولی بالاخره. کشمیری هستم متولد 1331 در روستای قرقی مشهد، در خانواده ای متوسط به دنیا آمده ام. همین که در خودم جربز مطالعه بیشتر